تبلیغات
گپی با تو - سیره امام سجاد علیه السلام

گپی با تو
 

یكى از اقوام امام سجاد علیه السلام ، نزد حضرتش آمد و شروع به ناسزا گفتن كرد. حضرت در جواب او چیزى نفرمودند چون از مجلس آن شخص ‍ برفت ، حضرت به اهل مجلس خود فرمود: شنیدید آنچه را كه این شخص ‍ گفت الان دوست دارم كه با من بیایید و برویم نزد او تا جواب مرا از دشنام او بشنوید.
آنان گفتند: ما همراه شما مى آییم و دوست داشتیم كه جواب او را مى دادى . حضرت حركت كردند و این آیه شریفه را مى خواندند: ((آنان كه خشم خود را فرو نشانند و از بدى مردم در گذرند (نیكو كارند) و خدا دوستدار نكوكاران است .)) 

راوى این قضیه گفت : ما از خواند این آیه فهمیدیم كه حضرت به او خوبى خواهد كرد.
پس حضرت آمدند تا منزل آن شخص و او را صدا زدند و فرمودند كه به او بگویند على بن الحسین علیه السلام است .
چون آن شخص شنید كه حضرت آمده ، گمان كرد حضرت براى جواب گوئى دشنام آمده است !
حضرت تا او را دیدند فرمودند: اى برادر تو نزدم آمدى و مطالبى ناگوار و بد گفتى ، اگر آنچه گفتى از بدى در من است از خداوند مى خواهم كه مرا بیامرزد، و اگر آنچه گفتى در من نیست ، خداوند ترا بیامرزد.
آن شخص چون چنین شنید میان دیدگان حضرت را بوسید و گفت : آنچه من گفتم در تو نیست ، و من به این بدى ها سزاوارترم .





طبقه بندی: اهل بیت، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 13 اسفند 1391 توسط سید