تبلیغات
گپی با تو - داستان‌ محدّث‌ قمّی‌ در وادی‌ السّلام‌ نجف‌

گپی با تو
 

مرحوم‌ محدّث‌ قمّی‌ ‌میگفت ‌:  روزی‌ در وادی‌ السّلام‌ نجف‌ أشرف‌ برای زیارت‌ اهل‌ قبور و ارواح‌ مؤمنین‌ رفته‌ بودم ‌. در این‌ میان‌ از ناحیۀ‌ دور نسبت‌ بجائی‌ كه‌ من‌ بودم‌ ناگهان‌ صدای‌ شتری‌ كه‌ میخواهند او را داغ‌ كنند بلند شد و صیحه‌ می ‌كشید و ناله‌ میكرد ؛ بطوریكه‌ گوئی تمام‌ زمین‌ وادی السّلام‌ از صدای‌ نعرۀ‌ او متزلزل‌ و مرتعش‌ بود ! من‌ با سرعت‌ برای‌ استخلاص‌ آن‌ شتر بدان‌ سمت‌ رفتم ‌. چون‌ نزدیك‌ شدم‌ دیدم‌ شتر نیست‌ ، بلكه‌ جنازه‌ای‌ را برای‌ دفن‌ آورده‌اند و این‌ نعره‌ از این‌ جنازه‌ بلند است ‌؛ و آن‌ افرادیكه‌ متصدّی‌ دفن‌ او بودند، أبداً اطّلاعی‌ نداشته‌ و با كمال‌ خونسردی‌ و آرامش‌ مشغول‌ كار خود بودند ! مسلّماً این‌ جنازه‌ از مرد متعدّی‌ و ظالمی‌ بوده‌ است‌ كه‌ در اوّلین‌ وهله‌ از ارتحال‌ ، به‌ چنین‌ عقوبتی‌ دچار شده‌ است ‌، یعنی‌ قبل‌ از دفن‌ و عذاب‌ قبر، از دیدن‌ صور برزخیّه ‌، وحشتناك‌ گردیده‌ و فریاد برآورده‌ است‌ !

(معاد شناسی ج1: تالیف آیة الله علامه حسینی طهرانی)





برچسب ها: محدث قمی، وادی السلام، نجف،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 19 خرداد 1392 توسط سید